خرید بک لینک
به جواد نگاه کردم و بعد به ورقای گِلزده:
- باشه! فردا که خشک شد میام مینویسم
محمد "هوم!"u200dی گفت:
- خودمم میام کمکت

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:37

مهتا:

زبونمو دوبار به سقف دهنم زدم:
- نَکنَک! بیا آقاتون خودکشی کرد
جیغ کشید:
- مرض! عوضی!

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:37

#فصل_سوم
#چهاردهم

حسین:


نگاهم به بانداژ سفید پیچیده دور مچ پام بود و حواسم بگی نگی به دکتر .

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:37

" بابا برای یه پروژهی جدید قرارداد بسته و این روزا بیشتر تو شرکته برای نظارت به طراحی و نقشهکشی یا در حال انجام بقیهی مقدمات کاره. و این برای من به شخصه یعنی: بدبختی! چون بازم بهم یادآوری کرده که ب

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:37

" خلاصهی اتفاقی که در من افتاده، اینه: به اون فکر میکنم، و فقط به اون.و الآن که دارم اینو یادداشت میکنم تا بعد -شاید- توی پینوشت پستم بذارم، دلم میخواد مثلِ هانا بیکر وقتی که دزدکی رفت تو اتاق تا

برچسب: نویسنده: آرمان قنبری تاريخ: دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 0:37

صفحه بندی